سال 1387 سال پاسداشت زبان مادری و سرزمین پدری بر تمام ایرانیان شادباش باد.
به نام خدواند ایران زمین
در آستانهٔ فرا رسيدن عيد ملي- باستاني نوروز و طليعهٔ سال نو ایرانی، هم نوا با فروغ و تجلّي جانفزاي یزدان هستي بخش در رايحه و جلوهٔ گل هاي پر نقش و نگار بهار طبيعت، ضمن عرض صميمانه ترين شادباش ها به تمام هموطنان ايراني و فارسي زبانان سراسر دنيا، از خداوند مهربان مسئلت مي دارم تا از دريچه لطف و کرم لايزالش در سال آتي دل هاي ما را بيش از پيش به انوار قدسيه خود منور سازد و گام هاي ما را براي حرکت در راه رضايش استوارتر گرداند. قدرتي دهد تا بر معرفت خويش نسبت به جلال و فضل و لطف او بيافزاييم و فرصتي دهد تا جام ادراک مان را از شراب شعر و شور ازليِ درگاهش لبريز گردانيم و عنايتي کند تا همه دست در دست هم دهيم و ايران عزيزمان را پراميدتر و آبادتر کنيم و فال آينده اش را با دستان خود از کتاب همت و غيرت و تفکر خويشتن بگشاييم.
به نام خداوند مهربان, یگانه دادار گیتی, به پاس پرچم سه رنگ همیشه برافراشته ایران عزیز و به نمایندگی از ایرانیان آینده نگر, سال 1387 را سال پاسداشت زبان مادری و سرزمین پدری می نامم و از تمامی هموطنانم خواهش می کنم با اندیشه در جایگاه این دو مقوله وحدت بخش گام در جاده رهایی بخش آزادی گذارند.
زبان مادری و سرزمین پدری دو عنصر و دو مایه هویت بخش و فرهنگ ساز برای هر ایرانی است و چنین است که دشمنان اندیشه و آزادی ایرانیان پاک نهاد و تمامیت خواهان زشت سیرت, هدف و اراده خود را برای ترویج بی مبالاتی و بی قیدی در میان ما قرار داده اند تا بدینوسیله زمینه حذف مهمترین نقطه اتکا و وحدت را بین ایرانیان اصیل از بین ببرند.
ايران ما در سالي که گذشت شاهد تحولات و اتفاقات بسياري بود که نيک يا بد به تاريخ پيوسته و امروز فرصتي است که از آنچه گذشته درس فرا گيريم و اين تجربه ها را پيشه راه آينده و آيندگان کنيم. نيک ديدم که پيام شادباش نوروز ايراني را با ذکر نکاتي در باب اتفاق انديشه ها عرضه دارم. که به قول سراينده نيکو سخن:"...آري به اتفاق مي توان جهان گرفت".
زبان مادری
زبان استوار و شکرين پارسی, نت اصلی موسیقی پر رمز و راز فرهنگ اصيل پارسی است که هر چند در طول سالیان بسیار مورد گزند و آزار غرض ورزان بد سلیقه و بی هنر قرار گرفته است. به ویژه در زمان هجوم اعراب و با گذشت زمان بخش بزرگی از این موسیقی ناب و شیوا به فراموشی سپرده شده است. به عنوان یک ایرانی پارسی زبان, با هم پیمان می بنديم تا سرافرازانه نهایت تلاشم را برای شناخت, حفظ و گسترش زبان پارسی در سراسر دنیا انجام دهم.
سرزمین پدری
ميهن جز یک مفهوم ذهنی و محدوده جغرافیایی مشخص و مشترک نیست. انسان به حکم طبیعت اجتماعی اش همواره تلاش داشته خود را در مجموعه های اجتماعی قرار دهد. تلاقی تفاهم عده زیادی بر سر موضوع هایی مشترک از جمله زبان, رنگ پوست, نژاد, باورهای دینی, قوم و قبیله و...زمینه ساز شکل گیری وطن بوده است. سرزمین پرشیا ( ایران ) به عنوان کانون تمدن های کهن انسانی و چهارراه ارتباطی شرق و غرب از نظر ذهنی و جغرافیایی فراتر از یک مفهوم و محدوده بوده است. کوروش بزرگ شهنشاه هميشه سرفراز این سرزمین میراثی برای ما به جای گذاشته اند که امروز مایه فخر و هویت ما شده است.
تداوم حیات نام ایران که در سراسر تاریخ بسیار مورد تعدی قرار گرفته است و هم اکنون نیز از قوم ها و زبان های مختلف در آن زندگی می کنند بس جالب و آموزنده و محل اندیشه است.
به نام مام ميهن" ايران جاودان" که پایه و مایه هویت فرهنگی, تاریخی و ملی ماست پر اميد و مملو از غرور و سرمستي با هم عهد مي بنديم که تمام تلاش خود را برای شناخت, حفظ و گسترش فرهنگ اصیل ایرانی و افزايش اعتبار و جايگاه ايران و ايراني درمیان مردم دنیا صرف نماييم.
زنده باد زبان مادری پاینده باد سرزمین پدری
با آروزی پایان زمستان و آغاز بهار آزادی
فرنود حسني- سهیلا سلطانی
پايان زمستان 86
چوپان نگاهي به جوان تازه به دورانرسيده و نگاهي به رمهاش كه به آرامي در حال چريدن بود، انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.
جوان، ماشين خود را در گوشهاي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحهي NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهوارهاي ( GPS ) را فعال كند، شد. منطقهي چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحهي كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيدهي عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.
بالاخره 150 صفحهي اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.
چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، ميتواني يكي از گوسفندها را ببري.
آنگاه به نظارهي مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت. وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد
مرد جوان پاسخ داد: آري، چرا كه نه!
چوپان گفت: تو يك "مشاور" هستي.
مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟
چوپان پاسخ داد: كار سادهاي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچ چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي."
همین!
منبع:رادمان